ایران در آستانه عصر فلزات، از فولاد تا جهش مس/ فرصت پنهان اقتصاد ایران در زنجیره فلزات غیرآهنی
با ورود جهان به دوره‌ای تازه از رقابت بر سر انرژی، فناوری و مواد معدنی حیاتی، فلزات بیش از گذشته به یکی از پایه‌های اقتصاد آینده تبدیل شده‌اند. در این میان، ایران در کنار جایگاه تثبیت‌شده خود در صنعت فولاد، ظرفیت‌های قابل توجهی در مس و سایر فلزات غیرآهنی دارد؛ ظرفیتی که به گفته مدیرعامل گروه شرکت‌های مس‌کاوان نماد، می‌تواند در صورت تمرکز بر اکتشاف، فرآوری، فناوری، تکمیل زنجیره ارزش و سیاست‌گذاری پایدار به یکی از پیشران‌های اقتصاد صنعتی ایران تبدیل شود.

به گزارش بورس فوری، جهان وارد دوره‌ای شده که امنیت انرژی، امنیت صنعتی و حتی رقابت میان قدرت‌های اقتصادی بیش از گذشته به دسترسی به فلزات گره خورده است. مس، آلومینیوم، لیتیوم، نیکل، روی، قلع، عناصر نادر خاکی و مجموعه‌ای از فلزات راهبردی، امروز دیگر تنها مواد اولیه صنایع نیستند؛ بخشی از زیرساخت اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، انرژی، حمل‌ونقل و صنایع پیشرفته‌اند.

آژانس بین‌المللی انرژی در تازه‌ترین چشم‌انداز خود پیش‌بینی کرده که تقاضا برای مواد معدنی حیاتی در سناریوی سیاست‌های فعلی تا ۲۰۴۰ تقریباً دو برابر شود. تنها در مورد مس، انتظار می‌رود مصرف جهانی تا ۲۰۴۰ حدود هفت میلیون تن افزایش یابد و با پروژه‌های فعلی، همچنان احتمال شکاف حدود ۲۵ درصدی میان عرضه و نیاز اولیه مس در سال ۲۰۳۵ وجود داشته باشد. در سوی دیگر، فولاد همچنان مهم‌ترین فلز مورد استفاده جهان و ستون اصلی ساخت‌وساز، زیرساخت و صنعت باقی خواهد ماند. ایران نیز با تولید حدود ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵ در رتبه دهم تولیدکنندگان بزرگ جهان قرار گرفته است.

اما پرسش اصلی این است: سهم ایران از اقتصاد فلزات آینده چه خواهد بود؟

در گفت‌وگو با سید حجت زینلی، عضو انجمن مس ایران و مدیرعامل گروه شرکت‌های مس‌کاوان نماد، از فرصت‌هایی صحبت کرده‌ایم که شاید در هیاهوی مشکلات روزمره اقتصاد ایران کمتر دیده می‌شوند؛ از آینده فولاد و مس گرفته تا ظرفیت آلومینیوم، روی، سرب، قلع و سایر فلزات غیرآهنی و مهم‌تر از همه، فرصتی که ایران می‌تواند در «فرآوری اقتصادی فلزات» برای خود ایجاد کند.

شما معمولاً درباره آینده صنعت مس خوش‌بین صحبت می‌کنید. اگر بخواهیم نگاه را گسترده‌تر کنیم، آینده صنایع فلزی را چگونه می‌بینید؟

جهان در حال ورود به یک دوره جدید فلزی است. ما یک دوره اقتصاد مبتنی بر نفت داشتیم، بعد دوره فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال شکل گرفت و امروز این دو جهان در حال اتصال به یکدیگر هستند. نکته جالب این است که اقتصاد دیجیتال برخلاف ظاهر مجازی آن، به‌شدت به مواد فیزیکی وابسته است.

مرکز داده مس می‌خواهد، شبکه برق مس و آلومینیوم می‌خواهد، خودرو برقی مس و مجموعه‌ای از فلزات دیگر می‌خواهد، باتری نیازمند مواد معدنی است، توربین بادی، نیروگاه خورشیدی، تجهیزات مخابراتی، صنایع دفاعی، هوافضا و هوش مصنوعی همه پشت صحنه خود یک زنجیره معدنی دارند. بنابراین در دهه‌های آینده، کشوری که به فلزات، فناوری فرآوری آنها و زنجیره تأمین مطمئن دسترسی داشته باشد، بخشی از قدرت صنعتی آینده را در اختیار خواهد داشت. گزارش‌های جدید بین‌المللی نیز همین روند را نشان می‌دهند؛ تقاضا برای مس، لیتیوم، نیکل، گرافیت و عناصر نادر خاکی با توسعه شبکه‌های برق، خودروهای برقی، ذخیره‌سازی انرژی و فناوری‌های جدید افزایش خواهد یافت.

در چنین تصویری، تکلیف فولاد چیست؟ آیا فلزات غیرآهنی قرار است جای فولاد را بگیرند؟

اصلاً این‌طور نیست. فولاد همچنان ستون فقرات اقتصاد صنعتی جهان است. شما شهر، راه‌آهن، کارخانه، ساختمان، بندر، ماشین‌آلات و زیرساخت را بدون فولاد نمی‌توانید تصور کنید. ایران نیز در فولاد به یک توان صنعتی جدی رسیده است. در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام تولید کرده و در میان ده کشور بزرگ تولیدکننده جهان قرار داشته است. در عین حال انجمن جهانی فولاد برای سال ۲۰۲۶ رشد محدود ۰.۳ درصدی تقاضای جهانی و برای ۲۰۲۷ رشد ۲.۲ درصدی را پیش‌بینی کرده است. بنابراین مسئله فولاد ایران دیگر فقط افزایش ظرفیت نیست.

سؤال نسل بعدی صنعت فولاد این است که چه فولادی، با چه هزینه‌ای، با چه میزان انرژی و برای چه بازاری تولید کنیم؟ فولادهای خاص، آلیاژی، مهندسی، محصولات با ارزش افزوده بالاتر، کاهش مصرف انرژی، بازیافت، فناوری‌های کم‌کربن و حضور در زنجیره‌های صنعتی منطقه‌ای باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. در بسیاری از بخش‌های اقتصاد ایران، دیگر افزایش تولید به‌تنهایی نباید شاخص موفقیت باشد. باید ببینیم از هر تن ماده اولیه چقدر ارزش اقتصادی ایجاد کرده‌ایم.

پس شما معتقدید فرصت بزرگ بعدی ایران در فلزات غیرآهنی است؟

یکی از فرصت‌های بسیار بزرگ ایران همین‌جاست. ما باید کنار فولاد، یک سیاست جدی ملی برای اقتصاد فلزات غیرآهنی داشته باشیم. مس قطعاً یکی از محورهای اصلی است؛ اما آلومینیوم، روی، سرب، طلا، نقره، و.... نیز باید با نگاه جدید بررسی شوند.

دقت کنید؛ الزاماً نمی‌گویم ایران امروز در همه این مواد دارای ذخیره اقتصادی بزرگ است. این دقیقاً همان جایی است که اکتشاف معنا پیدا می‌کند. باید بدانیم چه داریم، در چه عمقی داریم، با چه عیاری داریم و آیا فناوری اقتصادی برای استخراج و فرآوری آن وجود دارد یا خیر. بزرگ‌ترین اشتباه این است که قبل از اکتشاف دقیق، برای خودمان ثروت فرضی تعریف کنیم. اما چیزی که قطعی است این است که جهان آینده به سبد متنوع‌تری از فلزات نیاز دارد و ایران باید از امروز برای حضور در آن بازار آماده شود.

چرا در میان این فلزات همچنان روی مس تأکید ویژه دارید؟

چون مس ویژگی متفاوتی دارد. مس در نقطه اتصال تقریباً تمام تحولات بزرگ اقتصادی آینده قرار گرفته است؛ برق، انرژی تجدیدپذیر، خودروهای برقی، شبکه، ساختمان، مخابرات، مراکز داده و صنایع دیجیتال.

آژانس بین‌المللی انرژی در چشم‌انداز ۲۰۲۶ خود می‌گوید مس در میان مواد معدنی کلیدی، بیشترین رشد حجمی تقاضا را تا سال ۲۰۴۰ خواهد داشت. از طرف دیگر، پروژه‌های موجود و اعلام‌شده هنوز برای پاسخ کامل به نیاز سال ۲۰۳۵ کافی نیستند. بنابراین وقتی کشوری هم ذخیره مس دارد، هم تجربه معدنکاری و هم ظرفیت فرآوری، نباید به مس مانند یک کالای معمولی نگاه کند. مس برای ایران یک دارایی استراتژیک است. ولی نکته مهم من همیشه این بوده که داشتن ذخیره کافی نیست؛ ذخیره باید به محصول، محصول به بازار و بازار به ارزآوری و توسعه تبدیل شود.

شما عضو انجمن مس ایران هم هستید. این انجمن در چنین فضایی چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟

من معتقدم انجمن‌های تخصصی در اقتصاد جدید باید فراتر از یک نهاد صنفی سنتی عمل کنند. انجمن مس ایران امروز مجموعه قابل توجهی از تولیدکنندگان، معدنکاران و فعالان زنجیره را کنار هم دارد و کمیته‌هایی در حوزه معدن، فرآوری و فناوری، صنایع پایین‌دستی، تجارت بین‌الملل، ماشین‌آلات، محیط‌زیست و آموزش فعال هستند. این ظرفیت باید تبدیل به هوش جمعی صنعت شود.

انجمن می‌تواند محل تولید داده، تحلیل بازار، ارائه پیشنهاد سیاستی، انتقال فناوری، آموزش، توسعه استانداردها، کمک به صادرات و ایجاد زبان مشترک میان دولت و بخش خصوصی باشد. به‌خصوص امروز که صنعت مس با مشکلاتی از قبیل تصمیمات ارزی، صادراتی، انرژی، حقوق دولتی، ماشین‌آلات و سرمایه‌گذاری درگیر است، دولت قبل از تصمیم‌گیری باید صدای تشکل تخصصی را بشنود. فعال اقتصادی که هر روز در معدن و کارخانه با مسئله واقعی مواجه است، اطلاعاتی دارد که ممکن است در یک گزارش اداری دیده نشود.

یکی از نکات جالبی که مطرح کرده‌اید، امکان تبدیل ایران به مرکز فرآوری رقابتی برخی مواد معدنی است. این نگاه از کجا می‌آید؟

این موضوع خیلی مهم است و کمتر درباره آن صحبت شده است. ما همیشه معدن را از زاویه ذخیره نگاه کرده‌ایم؛ در حالی که ممکن است یکی از مزیت‌های ایران در آینده، فرآوری باشد. ایران مجموعه‌ای از ظرفیت‌ها دارد که اگر کنار هم قرار بگیرند، در برخی رشته‌ها می‌توانند قیمت تمام‌شده رقابتی ایجاد کنند.

ما نیروی مهندسی توانمند داریم. هزینه نیروی متخصص و عملیاتی ما وقتی به ارزهای بین‌المللی محاسبه می‌شود، در بسیاری از حوزه‌ها نسبت به کشورهای توسعه‌یافته بسیار رقابتی‌تر است. بخشی از خدمات مهندسی، ساخت تجهیزات، عملیات، تعمیرات و هزینه‌های داخلی نیز ریالی است. در کنار آن، چند دهه محدودیت خارجی باعث شده توان قابل توجهی در ساخت، تعمیر، مهندسی معکوس و حل مسائل صنعتی در داخل کشور شکل بگیرد. اینها واقعیت‌های اقتصاد ایران هستند و می‌توانند بخشی از یک مزیت رقابتی باشند.

یعنی تحریم را می‌توان مزیت دانست؟

خیر. اصلاً چنین تعبیری ندارم. تحریم هزینه بزرگی به اقتصاد ایران تحمیل کرده است؛ تأمین مالی را سخت کرده، ماشین‌آلات را گران کرده، انتقال فناوری، بیمه، حمل‌ونقل و تجارت را دشوار کرده است. ولی مدیریت یعنی در دل محدودیت، قابلیت بسازید.

شرایط خاص ایران باعث شده صنعتگر ایرانی یاد بگیرد بسیاری از مسائل را با منابع محدود حل کند. توان مهندسی، تعمیرات، بومی‌سازی و انعطاف عملیاتی ما در بسیاری از بخش‌ها محصول همین فشارهاست. اگر روزی این قابلیت با دسترسی بهتر به سرمایه، فناوری و بازار جهانی ترکیب شود، می‌تواند به یک مزیت بسیار جدی تبدیل شود.

یعنی معتقدید ایران حتی می‌تواند ماده معدنی وارد و آن را فرآوری کند؟

چرا که نه؟ این دقیقاً همان تغییری است که باید در نگاه ما اتفاق بیفتد. قرار نیست هر کارخانه فرآوری الزاماً فقط ماده معدنی استخراج‌شده در شعاع چند کیلومتری خودش را مصرف کند. اقتصاد جهانی این‌طور کار نمی‌کند. اگر در یک فلز خاص، دانش فرآوری، انرژی مناسب، نیروی انسانی رقابتی، زیرساخت، ظرفیت کارخانه و دسترسی لجستیکی داشته باشیم، می‌توانیم بخشی از خوراک را از منطقه تأمین کنیم، در ایران ارزش افزوده ایجاد کنیم و محصول فرآوری‌شده صادر کنیم. ایران به آب‌های آزاد دسترسی دارد و احداث کارخانه‌های فرآوری در کنار سواحل جنوبی می‌تواند راهگشا باشد، البته این مدل نیازمند سیاست تجاری بسیار هوشمندانه است. باید از منطق «صادرات ماده خوب است و واردات ماده بد است» فاصله بگیریم. سؤال درست این است که کدام جریان تجاری برای کشور ارزش بیشتری ایجاد می‌کند؟ ممکن است واردات یک میلیون دلار خوراک معدنی، سه میلیون دلار صادرات محصول ایجاد کند. این دیگر واردات مصرفی نیست؛ واردات برای تولید و صادرات است.

آیا هزینه پایین‌تر نیروی انسانی می‌تواند واقعاً مزیت رقابتی صنایع معدنی ایران باشد؟

در برخی زنجیره‌ها بله، ولی نباید مسئله را ساده کنیم. هزینه نیروی انسانی متخصص ایرانی در مقایسه دلاری با بسیاری از کشورهای صنعتی پایین‌تر است. این یک مزیت بالقوه است. اما اگر کارخانه به دلیل قطع انرژی متوقف شود، اگر ماشین‌آلات سه برابر قیمت جهانی تأمین شود، اگر هزینه مالی بالا باشد، اگر مقررات مرتب تغییر کند و اگر صادرکننده نتواند ارز خود را مدیریت کند، این مزیت از بین می‌رود. مزیت رقابتی حاصل جمع جبری تمام هزینه‌ها است، نه فقط حقوق کارگر. ایران ظرفیت ایجاد یک مزیت فرآوری را دارد؛ به شرط اینکه مزیت نیروی انسانی، دانش فنی، زیرساخت صنعتی و موقعیت جغرافیایی را با سیاست‌گذاری درست تکمیل کنیم.

در مس‌کاوان این نگاه تا چه حد وارد استراتژی توسعه شده است؟

ما از ابتدا تلاش کرده‌ایم خودمان را فقط یک استخراج‌کننده تعریف نکنیم. از اکتشاف و معدن شروع کرده‌ایم، وارد فرآوری شده‌ایم، کنسانتره تولید کرده‌ایم، در حوزه کاتد حرکت کرده‌ایم و امروز نگاه ما به مجموعه گسترده‌تری از فلزات غیرآهنی است. ورود به پروژه‌های پلی‌متال هم دقیقاً از همین منطق آمده است. ما می‌خواهیم یاد بگیریم چگونه از یک کانسنگ پیچیده، چند ارزش اقتصادی استخراج کنیم. معدنکاری آینده فقط این نیست که یک فلز اصلی را بگیریم و بقیه را باطله تلقی کنیم. گاهی ارزش پنهان یک معدن در همان عناصر همراهی است که قبلاً به آنها توجه نمی‌کردیم. این نگاه برای ما در مس‌کاوان یک مسیر توسعه است، نه یک پروژه مقطعی.

یعنی آینده مس‌کاوان را بیشتر در قالب یک گروه فلزات غیرآهنی می‌بینید؟

من ترجیح می‌دهم بگویم یک مجموعه معدنی و صنعتی که مس هسته تخصص و هویت آن است، اما خودش را به یک ماده محدود نمی‌کند. مزیت ما باید دانش معدنکاری، فرآوری، توسعه پروژه، فناوری و مدیریت زنجیره باشد. اگر این قابلیت ساخته شود، بعد می‌توانید روی مس، قلع یا یک کانسنگ پلی‌متال کار کنید. ما به‌جای اینکه فقط معدن داشته باشیم، باید قابلیت معدنکاری و فرآوری داشته باشیم. معدن ممکن است تمام شود، اما قابلیت سازمانی می‌ماند. به نظرم تفاوت شرکت معدنی نسل جدید با معدنکار سنتی دقیقاً همین است.

هوشمندسازی در فلزات غیرآهنی چه اهمیتی دارد؟

بسیار بیشتر از چیزی که تصور می‌کنیم. وقتی عیارها کاهش پیدا می‌کنند، تفاوت یک یا دو درصد در بازیابی کارخانه می‌تواند ارزش ایجاد یا نابود کند. وقتی انرژی محدود است، باید بدانید هر کیلووات ساعت کجا مصرف می‌شود. وقتی آب محدود است، هر مترمکعب باید مدیریت شود. وقتی ماشین‌آلات گران است، توقف ناگهانی قابل قبول نیست. بنابراین هوش مصنوعی، سنسورها، کنترل فرآیند، Digital Twin، تعمیرات پیش‌بینانه، آنالیز آنلاین عیار و مدل‌سازی ذخیره دیگر ابزار لوکس نیستند. هوشمندسازی برای معدن ایران یک موضوع تزئینی نیست؛ ابزار بقا و رقابت است.

این نگاه ادامه همان مسیر داده‌محوری است که در برنامه توسعه مجموعه خودمان نیز دنبال می‌کنیم.

اگر قرار باشد ایران در ده سال آینده یک استراتژی فلزی داشته باشد، اولویت‌ها چه باید باشد؟

· اول، اکتشاف. ما بدون دانستن دقیق پتانسیل زیرزمینی نمی‌توانیم استراتژی صنعتی بنویسیم.

· دوم، فرآوری علمی و بهره‌ور. باید فناوری فرآوری کانسنگ‌های کم‌عیار، پیچیده و پلی‌متال را جدی بگیریم.

· سوم، تکمیل زنجیره ارزش؛ نه الزاماً به این معنی که همه چیز را در داخل تا آخرین محصول ببریم. هر زنجیره اقتصاد خودش را دارد. باید در نقطه‌ای از زنجیره بایستیم که بیشترین مزیت رقابتی را داریم.

· چهارم، فناوری و بهره‌وری.

· پنجم، سیاست صادرات و تجارت مواد اولیه.

· ششم، سرمایه‌گذاری و ثبات تصمیم‌گیری.

و در نهایت باید یک نقشه ملی برای فلزات استراتژیک داشته باشیم؛ بدانیم در مس چه می‌خواهیم، در آلومینیوم چه می‌خواهیم، درباره روی و سرب چه برنامه‌ای داریم، زیرا کشورهای دیگر منتظر ما نمی‌مانند.

0 نظر:

نظر بدهید