گران‌فروشی فولادی‌ها گریبان‌گیر تولید داخلی شد
بررسی قیمت برخی محصولات فولادی در داخل کشور و بازار جهانی نشان می‌دهد میانگین قیمت محصولات فولادی در کشور به‌طور چشمگیری بالاتر از بازار جهانی است به‌طوری که فقط ورق گرم در بازار داخلی بیش از ۵برابر قیمت جهانی به فروش می‌رسد.

به گزارش بورس فوری،صنعت فولاد، به‌عنوان شریان حیاتی توسعه صنعتی هر کشوری شناخته می‌شود؛ صنعتی که باید با تأمین نهاده‌های اساسی و ارزان‌قیمت، چرخ‌های تولید را در ده‌ها صنعت پایین‌دستی به حرکت درآورد و زمینه‌ساز رقابت‌پذیری کالای داخلی در عرصه بین‌المللی باشد، اما چند سالی است که این نقش کلیدی با چالشی عمیق و بحران‌زا مواجه شده است. پرسش مهم اینجاست؛ امروز تولیدکنندگان فولاد چگونه به مانعی برای تولید ملی تبدیل شده‌اند؟

این واقعیت تلخ، حکایت از یک انحراف استراتژیک دارد، به‌جای آنکه صنعت فولاد به‌عنوان یک صنعت مادر، مزیت رقابتی برای سایر بخش‌ها ایجاد کند، با مکانیسمی معیوب در عرضه محصولات در بورس کالا، به عاملی برای گرانی و تورم ساختاری تبدیل شده است.

فولادکاران داخلی، این کالای استراتژیک را نه بر مبنای قیمت‌های منصفانه جهانی، که بر پایه یک بازی چندلایه و غیرشفاف، به‌قیمتی گزاف‌تر از قیمت‌های بین‌المللی به دست مصرف‌کننده داخلی می‌رسانند.

این گران‌فروشی سیستماتیک در بستر بازار بورس کالا رخ می‌دهد. عرضه محدود، کشف قیمت به‌شیوه‌ای که بالاترین قیمت ممکن را تثبیت می‌کند و در نهایت، هدایت تولیدکنندگان به دامان بازار آزاد و دلالانی که محصول را با حاشیه سودی کلان‌تر به فروش می‌رسانند، زنجیره‌ای است که نتیجه نهایی آن عددی غیرقابل کتمان است

ورق گرم داخلی 5برابر گران‌تر از قیمت جهانی؛ صنایع ایرانی قربانی انحصار فولادسازان

قیمت‌گذاری فولاد در ایران به یکی از معضلات جدی صنایع پایین‌دستی تبدیل شده است. همان‌طور که نمودار زیر نشان می‌دهد، مقایسه قیمت برخی محصولات فولادی در داخل کشور و بازار جهانی نشان می‌دهد میانگین قیمت محصولات فولادی نیز به‌طور چشمگیری بالاتر از بازار جهانی است به‌طوری که فقط ورق گرم در بازار داخلی بیش از پنج برابر قیمت جهانی به فروش می‌رسد.

صنایع فولادی ,

این اختلاف قیمتی نشان‌دهنده انحصار فولادی‌ها و گران‌فروشی ساختاری در بورس کالاست؛ موضوعی که باعث افزایش شدید هزینه تولید، کاهش رقابت‌پذیری محصولات ایرانی در بازارهای جهانی و در نهایت رکود صنایع وابسته به فولاد شده است، در واقع، به‌جای آنکه فولاد به‌عنوان «موتور محرک تولید» عمل کند، امروز به بزرگ‌ترین مانع توسعه صنایع تبدیل شده است.

وقتی گرانفروشی فولادی‌ها، تولید را زمین‌گیر می‌کند

این بحران، نفس صنایع بزرگی مانند خودروسازی، لوازم خانگی و ساخت‌وساز را به شماره انداخته است و ریشه‌های آن را باید در سیاست‌گذاری‌های معیوب، انحصار و نبود اراده جدی برای شکستن حلقه گرانفروشی جست‌وجو کرد.

صنایع استراتژیک ایران، به‌ویژه صنایع وابسته به مواد اولیه فولادی مانند لوازم خانگی، خودرو  و... در زمان حاضر در یک تنگنای دوگانه گرفتار شده‌اند: از یک سو، قیمت مواد اولیه فولادی در داخل کشور به‌طور غیرمنطقی بالاتر از قیمت‌های بین‌المللی است و از سوی دیگر، سیاست‌های انقباضی بانک مرکزی و دشواری در دسترسی به ارز، توانایی آنان را برای تأمین مواد اولیه باکیفیت و قیمت رقابتی محدود کرده است.

تحلیل میدانی و داده‌های بازار نشان می‌دهد که تولیدکنندگان داخلی در صنایع مهمی مانند لوازم خانگی مواد اولیه فولادی نظیر ورق سرد، انواع استیل، مفتول مس و ورق آلومینیومی را با قیمتی بالاتر از قیمت جهانی می‌خرند.

این وضعیت محصولِ هم‌پوشانی چند عامل است: سازوکار قیمت‌گذاری و عرضه در بورس‌کالا، محدودیت تأمین ارز و پیچیدگی تخصیص‌ها، نقش واسطه‌ها و دلالان و سیاست‌های انقباضی ارزی که دست تولید را برای واردات یا خرید مواد اولیه بسته نگه می‌دارد، در نتیجه این عوامل هزینه تولید داخلی بالا رفته، رقابت‌پذیری کاهش یافته و فشار قیمتی بر مصرف‌کننده و کسب‌وکارها بیشتر شده است.

چرا تولیدکننده داخلی غالباً «گران‌تر» می‌خرد؟

• سازوکار عرضه در بورس‌کالا و تعیین «قیمت پایه دلاری»
در ایران بسیاری از مواد اولیه استراتژیک مانند محصولات فولادی مثل ورق گرم و ورق سرد ابتدا با «قیمت پایه» بر مبنای ارز و فرمول‌های داخلی وارد بورس‌کالا می‌شوند، سپس کشف قیمت در بورس و رقابت محدود عرضه باعث می‌شود که قیمت نهایی برای خریدار صنعتی از پایه دلاری برآوردی و قیمت‌های جهانی بالاتر شود، وقتی عرضه محدود است، رقابت قیمتی بالا می‌رود و تولیدکننده مجبور می‌شود از بازار آزاد یا واسطه‌ها با قیمت‌های بالاتر خرید کند.

• محدودیت و پیچیدگی تخصیص ارز از سوی بانک مرکزی
سیاست‌های ارزیِ انقباضی اخیر بانک مرکزی در عمل با تشریفات، اولویت‌بندی و صف‌بندی همراه بوده است؛ یعنی هرچند ارقامی برای تأمین ارز اعلام می‌شود، اما دسترسی واقعی تولیدکننده  به ارز واردات مواد اولیه ضعیف است و تولیدکننده مجبور است ماه‌ها در صف تخصیص ارز منتظر باشد و این باعث می‌شود واردکنندگانِ واقعی یا تولیدکنندگان ناچار به خرید از کانال‌های گران‌تر شوند.

وقتی مواد اولیه داخلی گران‌تر از نمونه‌های وارداتی یا نمونه‌های خارجی باشد، محصول نهایی توان رقابت در بازار را از دست می‌دهد و از سوی دیگر هزینه بالای ورودی‌ها به کاهش سرمایه جاری و محدود شدن سرمایه‌گذاری منجر می‌شود و در نهایت تولیدکننده مجبور است قیمت فروش را بالا ببرد یا تولید را کاهش دهد.

0 نظر:

نظر بدهید