به گزارش بورس فوری،با مطرح شدن احتمال آزادسازی کامل سهام عدالت در مرداد ۱۴۰۵، بار دیگر بحث تأثیر این تصمیم بر بازار سرمایه به یکی از مهمترین موضوعات اقتصادی کشور تبدیل شده است. برخی تحلیلگران از احتمال افزایش فشار فروش و افت شاخص بورس سخن میگویند و برخی دیگر معتقدند نگرانیها بیش از حد بزرگنمایی شده و بازار توان جذب عرضههای احتمالی را خواهد داشت. واقعیت این است که آزادسازی سهام عدالت، در صورت اجرا، میتواند یکی از مهمترین رویدادهای بازار سرمایه در سال جاری باشد، اما نتیجه آن به عوامل متعددی بستگی دارد و نمیتوان از هماکنون درباره وقوع یک ریزش گسترده با قطعیت اظهار نظر کرد.
برآوردها نشان میدهد حدود ۱۹ میلیون نفر از دارندگان سهام عدالت به روش مستقیم، امکان مدیریت و معامله دارایی خود را خواهند داشت. ارزش روز این سبدها نیز در مجموع حدود یکهزار و ۳۰۰ هزار میلیارد تومان (همت) تخمین زده میشود؛ رقمی که نشان میدهد حتی ورود بخشی از این سهام به چرخه معاملات میتواند بر روند عرضه و تقاضا در بورس اثرگذار باشد.
با این حال، نخستین پرسشی که مطرح میشود این است که آیا همه دارندگان سهام عدالت تصمیم به فروش خواهند گرفت؟ تجربه سالهای گذشته نشان میدهد پاسخ این سؤال منفی است. در دورههای قبلی آزادسازی نیز همه سهامداران بهطور همزمان اقدام به فروش نکردند. بخشی از افراد به دلیل نگاه سرمایهگذاری بلندمدت، بخشی به دلیل پایین بودن قیمتها و گروهی نیز به دلیل نبود نیاز فوری به نقدینگی، سهام خود را حفظ کردند.
از سوی دیگر، بسیاری از دارندگان سهام عدالت، این دارایی را بهعنوان پشتوانه مالی آینده خود میشناسند و تمایل ندارند آن را در هر شرایطی واگذار کنند. بنابراین انتظار نمیرود کل ارزش سهام عدالت در مدت کوتاهی وارد صف فروش شود.
با وجود این، حتی اگر درصد محدودی از سهامداران برای فروش اقدام کنند، فشار عرضه در برخی نمادهای بزرگ بازار میتواند افزایش یابد. بخش عمده سبد سهام عدالت شامل سهام شرکتهای بزرگ و شاخصساز مانند صنایع فولادی، پالایشی، معدنی، فلزی، پتروشیمی و شرکتهای سرمایهگذاری است. در نتیجه افزایش سفارشهای فروش در این نمادها ممکن است بهطور موقت بر شاخص کل بورس و فضای روانی بازار اثر منفی بگذارد.
البته عرضه تنها یکی از متغیرهای تعیینکننده در بازار سرمایه است. میزان تقاضای سرمایهگذاران، ورود نقدینگی جدید، عملکرد صندوقهای سرمایهگذاری، فعالیت بازارگردانها، سیاستهای حمایتی نهاد ناظر و شرایط اقتصادی کشور نیز در تعیین مسیر بازار نقش مهمی ایفا میکنند. اگر همزمان با آزادسازی، ابزارهای مدیریت عرضه و تقویت نقدشوندگی بهدرستی به کار گرفته شوند، احتمال کاهش اثرات منفی این رویداد افزایش خواهد یافت.
براساس این گزارش، مهمترین عامل در چنین شرایطی، نحوه اجرای سیاست آزادسازی است. اگر فروش سهام بهصورت تدریجی، مرحلهای و همراه با برنامهریزی انجام شود، بازار فرصت کافی برای جذب عرضهها خواهد داشت. اما اگر حجم بالایی از سهام در بازه زمانی کوتاه وارد بازار شود، احتمال ایجاد نوسانات مقطعی و افزایش فشار فروش بیشتر خواهد شد.
از سوی دیگر، وضعیت کلی اقتصاد نیز بر رفتار سهامداران تأثیر میگذارد. نرخ تورم، چشمانداز نرخ ارز، سودآوری شرکتهای بورسی، نرخ بهره بانکی و انتظارات فعالان اقتصادی، همگی عواملی هستند که میتوانند انگیزه خرید یا فروش را تغییر دهند. در شرایطی که بازار سرمایه از منظر ارزندگی در وضعیت مناسبی قرار داشته باشد، حتی افزایش عرضه نیز لزوماً به معنای سقوط قیمتها نخواهد بود، زیرا سرمایهگذاران جدید ممکن است این عرضهها را فرصت مناسبی برای ورود به بازار تلقی کنند.
نکته دیگری که نباید از آن غافل شد، نقش فضای روانی بازار است. در بسیاری از مواقع، شایعات و اخبار غیررسمی بیش از واقعیتهای اقتصادی بر رفتار معاملهگران اثر میگذارند. انتشار اخبار مبنی بر آزادسازی کامل سهام عدالت ممکن است پیش از اجرای واقعی آن، انتظارات منفی ایجاد کرده و برخی سرمایهگذاران را به فروش هیجانی ترغیب کند. در حالی که تجربه نشان داده تصمیمگیری بر پایه شایعات، معمولاً به زیان سرمایهگذاران خرد تمام میشود.
در چنین شرایطی، توصیه میشود سهامداران به جای تصمیمهای احساسی، شرایط بنیادی بازار و ارزش ذاتی شرکتها را مدنظر قرار دهند. بررسی وضعیت سودآوری شرکتها، روند متغیرهای اقتصادی و سیاستهای نهادهای تصمیمگیر میتواند تصویر دقیقتری از آینده بازار ارائه دهد.
در نهایت، آزادسازی احتمالی سهام عدالت را میتوان یک ریسک مهم برای بازار سرمایه دانست، اما این موضوع بهتنهایی به معنای وقوع یک ریزش گسترده یا بحران در بورس نیست. میزان عرضه واقعی، نحوه مدیریت فرآیند آزادسازی، حضور خریداران، سیاستهای حمایتی و شرایط اقتصادی کشور، همگی در تعیین نتیجه نهایی نقش دارند. از این رو، سرمایهگذاران بهتر است به جای واکنشهای هیجانی، تحولات پیشرو را با دقت دنبال کرده و تصمیمهای خود را بر پایه تحلیل، اطلاعات معتبر و ارزیابی دقیق از شرایط بازار اتخاذ کنند.